تبليغاتX
«شــــوخـــــی و جـــــــدی» - نامه سرگشاده به آقای خامنه ای!
 
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ●
 

نامه سرگشاده به آقای خامنه ای! 

کاکایِ خاکستری!

 آقای خامنه ای! به یاد می‌آورید روزی که طلبه ساده ای در مشهد بودید، تنها و آزاد در آن شهر می گشتید، عده ای شما را به خاطر خودتان دوست داشتند و مورد احترام آنها بودید؟ به شما سلام می کردند، دست شما را با گرمی می فشردند، با فروتنی سر خم کرده، پاسخ سلام آنها را می دادید؟ هیچ کس انتطاری از شما نداشت. گاهی سه تار می زدید، شعری می خواندید، گاهی شعری با آهنگی زمزمه می کردید. راستی به آن دوران حسرت نمی خورید؟ 

امروز مگسان دور شیرینی، جمعی چاپلوس به خاطر مقامتان، برای حفظ مقام خود، و به دست آوردن هرچه بیشتر ثروت، دست بوس و پای بوس شما شده اند. نمی توانید قدمی در کوچه و بازار بگذارید. هر کجا بروید، صدها محافظ، باید شما را همراهی کند. هرکس به شما می رسد، انتطاری دارد، سلام ها بی توقع نیست، دوستی‌ها بی انتطار نیست. همیشه جان شما در خطر است، چندی در آرزوی جانشینی شما، در انتطار مرگتان هستند. هر روز که می گذرد، چندی این آرزو را به گور می برند، در چندی دیگر این آرزو زنده می شود. در آن دوران هیچ کس آرزوی مرگ شما را نمی کرد. در این زمان عده زیادی در آرزوی مرگ شما هستند، حتی نزدیکان‌تان. راستی به آن دوران حسرت نمی خورید؟

 ( از دید من، آرزوی مرگ کسی را کردن گناهی بزرگ است.) 

آقای خامنه‌ای! چندی احمدی نژاد را دلقک شما می دانند. ولی من در او لیاقت دلقکی نمی بینم. دلقکی هنر است. هنر خنداندن است. حرکات دلقک شعری زیباست. و این هنر را باید در مدرسه سیرک، در رشته دلقکی چندین سال آموخت. (به رمان من " کلونتچه دیوانه بلژیکی" که در باره زندگی دلقکی به همین نام، و مدرسه سیرک مسکو  توجه کنید.)

آقای خامنه ای! اگر احمدی نژاد دلقک  شما است، دلقکی ناشی و ابله و نادان است که نه تنها مردم را نمی خنداند، بلکه با به یاد آوردن خیانت هایش، از دیدن قیافه‌، حرکات و حرف هایش، حال‌شان به هم می خورد و اشک می ریزند. 

من، او را عرسک خیمه شب بازی در دست شما می دانم. زمان کودکی ام را به یاد می آورم. ( شاید شما هم دیده باشید) خیمه شب بازی در پارک شهر. این عروسک های خیمه شب بازی، آن کاکا سیاه با حرکاتش، ما را با دل و جان به خنده وا می داشت. شاد و خندان به خانه می رفتیم. دیدن این کاکا خاکستریِ شما (احمدی نژاد)  ما را غمگین می کند و به گریه وا می دارد.

آقای خامنه ای! امروز ملت ایران به اندازه کافی به دانایی  و آگاهی رسیده که نه "رهبر بخواهد، نه دلقک و نه عروسک خیمه شب بازی". راستی به آن دروان حسرت نمی خوردید؟

28 خرداد 1388 ــ 18 ژوئن 2009 ــ بروکسل. اردوخانی

  نوشته شده در  2009/6/18ساعت 15:39  توسط ابوالفضل اردوخانی  |  | دنباله Donbaleh | بالاترین Balatarin
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
کلیه حقوق برای نویسنده محفوظ است