
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ● |
امروز ظهر فسنجان درست كردم با بادام به جاي گردو، و به جای رب انار به آن خامه زدم ، مقداری شكر و زيره و نعنا و كشمش با گوشت مرغ بدون چربي و پوست، نيم پز شده به آن اضافه كردم و گذاشتم با كمترين حرارت سه ربع ساعت بپزد و قبل از اينكه بكشم فلفل درشت آسياب شده به آن زدم، به طوري كه ذرههاي فلفل زير دندان ميآمد و تند شيرين بود، به جاي ترش شيرين، جاي شما خالي، خوشمزه شده بود. مقداري هم براي آقاي جهانزاده بردم، ايشان خوردند و تعريف كردند. البته خواهيد گفت: اين همه چيز ميتواند باشد جز فسنجان. حق با شماست، اسمش را ميگذاريم مامان جان.
از کتاب "دوپای چوبی در دادگاه الهی" که امیدوارم به زودی چاپ شود.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|