
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ● |
من از چنین خیالی ز خود شرم دارم !
من بدون وابستگی به هیچ فرقه ای اندیشه ام را آنچنان که برداشت می کنم، می گویم. ممکن است که اشتباه کنم ، ولی با این کار به شما امکان می دهم که اشتباه مرا تصحیح کنید.
مذهب عاشق ز مذهب ها جداست . عاشقان را مذهب و ملت خداست.
نخست اینکه من با هرکس که برخورد می کنم از هر مذهب و دین ، برای او به خاطر احترام به مقام و شرافت انسانیت، با تمام وجود احترام قایلم، و بدون انتظار دوستش دارم. و آرزو می کنم او هم چنین با من برخورد کند.
دیدگاه من به بهائیت.
بهائیت را من یک مذهب نمی دانم ، بلکه یک مرام سیاسی ایرانی با آشنایی نسبی از فرهنگ غرب ، تحت تاثیر انقلاب فرانسه که در مقابل استبداد چند هزار ساله ایران ،به ویژه دوره قاجار با آرمان برابری زن و مرد ، عدالت اجتماعی برای همگان ، قانون های اجتماعی و انسانی برای ملت ایران، ظهور کرد. در حقیقت یک حزب مدرن در آن زمان بود. ولی امروز بدلیل آشنایی با حقوق بشر ، معنی و ارزش خود را از دست داده. این برداشت واندیشه دلیل این نیست که من برای یک هموطن بهائی ام ( یا سایر اقلیت های مذهبی ) ارزش کمتری از دیگران قایل باشم ، و یا به خودم اجازه بدهم ، حتی در ذهنم کوچکترین توهینی را به آنها روا دارم.
در انفجار فاجعه آمیز مسجد حسینه شیراز عده ای از روی کم توجهی ، یا زود به قاضی رفتن آن را به بهائیت نسبت دادند.
خوشبختانه ؛ «عباس محتاج، معاون امنيتي و انتظامي وزيركشور همچنین ضمن تسليت به خانوادههاي جان باختگان حادثه شنبه شب انفجار حادثه حسينيه سيدالشهدا شيراز تصريح كرد : تاكنون دلايلي دال بر اين كه در اين حادثه بمبگذاري و يا خرابكاري صورت گرفته باشد به دست نيامده است.»
یعنی بدان معناست که بهائی ها و دیگر اقلیت های مذهبی در این فاجعه نقشی نداشته اند.
بنا به نوشته نشریه انتخاب، در این انفجار که بیش از دویست نفر کشته و زخمی شده اند، در اثر سهل انگاری به وجود آمده. این پرسش پیش می آید که چگونه این مقدار مواد منفجره می تواند در جائی که عده ای از مردم بی گناه جمع می شوند انباشته شوند ، و چه کسی مسئول این بی توجهی است؟
خیلی از خیالات انسان آرزوها و هدف های اوست.
پس از چند روز ،گروه هایی مسئولیت این انفجار را به عهده گرفتند. گیرم حرف این گروه ها درست باشد ، چه چیزی و کدام افتخار نصیب آنان میگردد؟ جز کشته و علیل شدن عده ای از مردم بی گناه ،و تنفر و جدائی هر چه بیشتر ملت ایران از آنها. و از همه مهمتر؛ اگر این گفته ، خیال و آرزو و هدف آنان باشد. من از چنین خیالی ز خود شرم دارم ، و دست به سوی آسمان بلند می کنم و می گویم : خدایا اندیشه های ابلهانه و جنایکارانه مرا از سرم بیرون کن، و مرا ببخش.
در پایان این فاجعه غم انگیر را با تمام وجود به مصیبت دیدگان تسلیت گفته، و امیدوارم این رویدادها سبب جدائی و تنفر آنان از اقلیت های مدهبی نگردد.
ابوالفضل اردوخانی
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|