تبليغاتX
«شــــوخـــــی و جـــــــدی» - خرد شده!
 
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ●
 

خرد شده!

 

خرد شده، وقتی به خود آمد،

به زمان گذشته خود اندیشید،

خرده های خود را دید،

خرده های  پراکنده شده،

چندی واژه ها بر خرده ها محو شده،

 

خرد شده، وقتی به خود امد،

به خود اندیشید،

خرده های خویش کنار هم گذاشت،

آرام ، واژه ها را خواند،

از نو، خود را ساخت،

واژه ها را به داستان ها آورد.

 

خواندند وخندیدند و گریستند،

بر این خرد شده.

 

24 فروردین 1387 ــ 12 آوریل 2008 ــ بروکسل

  نوشته شده در  Sat 12 Apr 2008ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط ابوالفضل اردوخانی  |  | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
  POWERED BY BLOGFA.COM  
کلیه حقوق برای نویسنده محفوظ است