
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ● |
بی وفائــــــی !
می خواستم چند روز به این مخم مرخصی بدهم ، ولی مخم به من مرخصی نمی دهد. انگار به مستراح مسجد شاه وصل است. با پوزش مسجد امام . آخ یادش به خیر مسجد شاه ، با آن مسترح اش . با یک قران یا ده شاهی یک آفتابه پر آب می دادند دست آدم . ( آدم یعنی من ) قهوه خانه قنبر، و نقالش . قهوه خانه آینه، سبزه میدان. یک روز دیدم تو سبزه میدان یک شانه فروش با اصرار می خواهد به یک فروند مرد شانه بفروشد. مرد عصبانی شد و کلاهش را از سر برداشت و گفت ، آخه مرد حسابی این سر کچل به شانه احتیاج ندارد. شانه فروش گفت: حالا که این طوره واسه خانمت یا یچه هات بخر. مرد از رو رفت و با خنده دو تا شانه خرید. راستی اگر مستراح مسجد شاه خاطراتش را می نوشت چقدر جالب بود. بگذریم : می خواستم از بی وفائی بنویسم !
در ادبیات ، یا بی ادبیات هیچ کجای دنیا به اندازه ما از بی وفائی یار ننوشته اند. حتی در آهنگ های آنها خیلی کم از بی وفائی گفته می شود.
من این طور تصور می کنم . مردی از بی وفائی ( کم توجهی) همسرش ، یا معشوق اش می نالد. فکر نمی کند این بانوی گرامی صبح از خواب بلند می شود با عجله یک چیزی(به قول خودش) کوفت اش می کند. و فکر می کند باید طوری خودش را آرایش کند که در محل کارش همکاران نر ( مذکر) نخواهند بلندش کنند. بویژه به رئیس ریشو ( یا بی ریش) طوری لبخند بزند که برای همان همکاران نر سوء تفاهم نشود که راه می دهد و سبب حسادت همکاران زن نشود. و در خیابان موقع رفت و برگشت با مامورین امر به معروف و نهی از منکر برخورد نکند. و ده ها مشکل دیگر که خودتان بیشتر از من که در بروکسل پایتخت اروپا نشسته ام آگاه اید.
اگر این یار بی وفا مرد باشد باز هم از صبح تا شب فکر آن است که چگونه با هزار جان کندن وسائل ابتدائی خانواده اش را تهیه کند . و شب خسته و کوفته به خانه می آید . در این صورت وقتی نمانده تا صرف وفاداری و قربان صدقه رفتن طرف بکند. اگر این بی وفا بستگان ( خواهر و برادر و پسر عمو ودختر عمو و عمه و دائی باشد ) انها هم با هزار گونه گرفتاری دست به گریبانند . و وقت این را ندارند به شما فکر کنند . دوستان هم به همچنین.
شاید بی وفا آقای محمود احمدی نژاد را می گوئید که پشت پا به تمام قول هائی که به شما داده بود زده است. در این صورت باید بگویم. ایشان تنها به آقا وفا دارند. و ملت جز وسیله نبوده و نیست. تا آقا خوش رقصی های ایشان را می پسندد ، او به ریاست ادامه می دهد و به ریش شما می خندد و برای آقا با آهنگ ضربی می خواند :
تا من تورا دارم ، دیگر چه غم دارم. آقا عمامه به سر ، بعله . منو دوست داری ، بعله . ملت شد خاک به سر ، بعله. آقا عبا به دوش ، بعله . کنم تو رو به دوش ، بعله . نعلین ات زرده ، بعله. بذارم جلو پات ، بعله. من قربون تو ،بعله . من فدای تو ، بعله. ملت به درک ، بعله . بمب اتم می خوای ، بعله. موشک هم می خوای بعله. من دوست ات دارم ، بعله. منو دوستم داری ، بعله...
شاعر می فرماید:
هر کی به فکر خویشه . کوسه به فکر ریشه . بچه به فکر جیشه. قوچه به فکر میشه . آخوند به فکر ریشه.عقرب به فکر نیشه . احمدی به فکر خویشه .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|