
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ● |
هیچ کار خدا بی دلیل نیست
باور کنید خیلی وقتها آدم (آدم یعنی من) از کارهای خدا هیچ سر در نمی آورد. برای نمونه گذاشتن باد در حبوبات مانند نخود، لوبیا ، عدس و غیره. خوردن آنها سبب شرمندگی آدم می گردد . این همه انواع باد ، از نسیم گرفته تا طوفان ها وحشتناک خانمان بر انداز وجود دارد، چه احتیاجی به باد در شکم است . شما حساب کنید اگر این حبوبات به جای باد در شکم برق تولید می کردند، چقدر از مشکلات ما آسان می شد.
در این صورت دیگر به کارخانه برق احتیاج نداشتیم تا هوا را آلوده کند. مسئله نیروگاه اتمی نداشتیم ، تا آمریکا به این بهانه برای ما شاخ و شونه بکشد. بگذریم که بهانه دیگری پیدا می کرد. اتومبیل اتوبوس و قطار و هواپیما و کشتی ها ،با مصرف بنزین و تولید دود هوا را آلوده نمی کردند.
کنار هر مسافری پریزی بود که وقتی سوار می شد ، دوشاخه ای که به خودش وصل بود در این پریز می کرد. شاگرد راننده از مسافرین محترم خواهش می کرد که آقایان و خانم ها پریز خود را وصل کنید. البته کامیون ها و کشتی ها و هواپیما های باربری با کمبود برق روبرو می شدند، که انها هم می توانستند ، پیش از حرکت از صف طولانی مسافرین برق بگیرند و باطری های خود را شارژ کنند .
هر خانواده ای که تعداد افرادش بیشتر بود ، برق اش بیشتر. لوازم خانگی همه با برق افراد خانواه کار می کردند. در زمستان بخاری ها ، در تابستان ها کولر ها از این برق استفاده می شد.
زن به زن همسایه خواهر اون شوهرت را بفرست خونه ما یه خورده برق تولید کنه تا من بتون واسه مهمون هام غذا بپزم.
ــ ای خواهر چی میگی ،این شوهر من اینقدر بی برقه که من نمی تونم باهاش یک چراغ
موشی روشن کنم .
در موقع ازدواج مهریه دخترها بستگی به تولید برق شان داشت و مردها هم به همچنین ، نه مدرک تحصیلی.
شاید ما یکی از بزگترین تولید کنندگان برق در جهان بودیم. می توانستیم به خارج هم صادر کنیم.
قیمت حبوبات "برقزا" به طور سرسام آوری بالا می رفت. عده ای احتکار می کردند. و چندی هم به طور قاچاق از چین و هند وارد می کردند. البته به مرغوبیت نوع ایرانی اش نبود. دولت در مبارزه با قاچاق برق هم عاجز می ماند.
شاید به این دلیل است که حبوبات باد دارند ، نه برق . هیچ کار خدا بی دلیل نیست.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|