
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ● |
علت روشنی چراغ
اکبر رفیق همدانی ام می گفت: سالها قبل از انقلاب که مجرد بودم ، اغلب با رفقا می رفتیم به رستورانی در انتهای خیابان بوعلی در همدان که تا ساعت دو ـ سه بعد از نیمه شب بزن و بکوب بود. وقتی نیمه شب مست به خانه برمی گشتیم، چراغ های رنگی اتاق های خانه های بوعلی را می دیدیم ، به هم می گفتیم : خوش به حالشان دارند عشقبازی می کنند.
زد و خودمان زن و بچه دار شدیم . بعد از آن اگر گاه و گداری نیمه شب از خیابان بوعلی می گذشتیم ، و همان چراغ ها را می دیدیم ، می گفتیم : بیچاره ها دارند بچه شیر می دهند، یا کهنه اش را عوض می کنند.
اگر ممکن است به این وب سایت بروید و بگوئید چه چیزی از آن زمان تا به حال عوض شده است .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|