تبليغاتX
«شــــوخـــــی و جـــــــدی» - نمی دانم کیستم.
 
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ●
 

در درونم جنجال است

جمعی  در درونم

مستانه عربده می کشند

خنجرها زغلاف کشیده!

یکدیگر را نمی کُشند،

زخمی به خویش و یکدیگر می زنند،

 

سیلی بر رخ خویش ومشت به یکدیگر

چندی افتاده بر زمین

ایستادگان، دست افتادگان می گیرند

در آغوش می کشند.

بوسه بر رخ هم می زنند

 

نمی دانم در درونم چیست، کیست!

نمی دانم  کیستم.

  نوشته شده در  Thu 18 Oct 2007ساعت 8:49 بعد از ظهر  توسط ابوالفضل اردوخانی  |  | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
  POWERED BY BLOGFA.COM  
کلیه حقوق برای نویسنده محفوظ است