
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ● |
آبرو ، غیرت ، وجدان بیدار !
دو-سه هفته پیش مهمان یکی از دوستان بودم که پسر عمویش در تهران ازدواج کرده بود، و او هم بدین مناسبت به ایران رفته بود. سخن گفتیم از اوضاع افتضاح ایران ، فقر ، گرانی وحشت آور،تعداد زیاد بیکار و معتاد به مواد مخدر ، صف های دراز برای خیلی از مواد مورد احتیاج مردم، و احتکار آن به وسیله وابستگان رژیم . وضع اسفناک عبور مرور اتومبیل ، رانندگی کردن مردم به طور وحشتناک ، عدم آزادی ، تعداد زیاد زندانی های بدون دلیل، به ویژ روزنامه نگاران و دانشجویان به جرم واهی ی اقدام علیه امنیت ملی ، صد برابر بدتر شدن اوضاع از وقتی که احمدی نژاد سر کار آمده و هجوه هایی در باره او و طنز های دیگر ، که یکی از آنه را با یاد دارم.
اهالی اصفهان تلفن می کنند به دفتر رهبری می گویند : یک امام جمعه برای ما بفرستید.
ــ پس امام جمعه قبلی چه شد ؟
ــ کشتیم ، امامزاده درست کردیم.
ازخوانندگانم خواهش می کنم در پیوندهای من به پیوند کاکه تیغون نویسنده افغانی توجه کنند.
قدر گوهر ، گوهری
شمع را به خورشید هدیه می کنم
جرقه به شعله آتش
شاخه گلی به گلستان
جرعه می به میخانه
قطره به دریا
سنگ ریزه به کوه
قدر زر ، زرگر شناسد
قدر گوهر ، گوهری
و ، این به صدرالدین الهی. دوشنبه 17 دی 1386 ــ 7 ژانویه 2008
ترور بی نظیر بوتو
در باره کشته شدن خانم بی نظیر بوتو مطالب مختلفی خواندم . بسیاری از آنها به هم شبیه بود. مقاله بروانی نویسنده افغانی به نطرم جالب آمد. چون بیشتر در باره رابطه خانم بی نظیر بوتو ، با افغانستان است. برای آگاهی به این دنبالک"ترور بینظیر بوتو و پرچم نیمه افراشتۀ افغانستان" مراجعه کنید.
اردوخانی بروکسل
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|