تبليغاتX
«شــــوخـــــی و جـــــــدی»
 
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ●
 

دکمه ها

راستی فکر کرده اید ! دکمه ها چقدر قشنگ اند. بیش از صد جور دکمه به شکل ها و اندازه های و رنگ های گوناگون  وجود دارد ؟  از جنس های گوناگون.  از چوب ، استخوان ،سنگ ، صدف ، فلز ، شاخ ، دندان... ، چندی با روکش پارچه ای به رنگ لباس. چندی با نقش نگار ، چندی با نوشته.

 دکمه ها ، هی دکمه ها ،چقدر شما قشنگید دکمه ها.

 

راستی اگر یک روز به شما خیره شدم ، سرزنشم نکنید، دارم به دکمه ها تون نگاه می کنم. یک ماه پیش  یک نفر را دیدم که دکمه طلائی  کتش آویزون بود ، داشت می افتاد. آخه اگه می افتاد گم می شد، زیر پا له می شد. دکمه به اون قشنگی . رفتم جلو و بهش گفتم : داره دکمه تون میوفته !  اول یک نگاه خشم آلودی به دکمه انداخت و سپاسگزاری کرد ، با یک حرکت سریع دکمه رو کند و گذشت تو جیبش . دلم واسه اون دکمه کباب شد. سه روزپیش باز  همون شخص رو با همون کت دیدم ، جای دکمه اش خالی بود ،  جای اون دکمه قشنگ . با ترس و شک ، رفتم جلویش و گفتم : پوزش می خوام ، دکمه تون افتاده . خندید و گفت : تو جیبمه یادم رفت بدوزم ، کسی ندارم واسم بدوزه. گفتم : مگه میشه وقتی آدم دکمه های به این قشنگی داره کسی رو نداشته باشه. زد زیر خنده و گفت : دیوونه ای؟ با لبخندی غمگینی شونه هام را بالا انداختم  و گفتم : میخوای واست بدوزم. گفت نه خودم میدوزم . نمی خوام مزاحم تو بشم .

امروز صبح دیدمش . دکمه اش رو دوخته بود. تا من رو دید خندید و اومد جلو و گفت: نگاه کن دوختمش .  خوشحال گفتم سپاسگزارم . دکمه رو با سر انگشت نشانم نوازش کردم . خندید و گفت: دیوونه ای!

دکمه ها ، آخ دکمه ها شما  چقدر قشنگید دکمه ها .

  نوشته شده در  Mon 29 Oct 2007ساعت 9:41 بعد از ظهر  توسط ابوالفضل اردوخانی  |  | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

درد و رنج زن بودن!

پرویز و فرزانه ، دوستان جوانم که تازگی ازدواج کرده اند در حدود یک ماه پیش مرا برای شام دعوت کردند. برادر بزرگ پرویز ، همایون که چند روزی می شد که از ایران آمده بود، هم حضور داشت. چون این  زن و شوهر تمام روزهای هفته را کار می کنند و وقت نداشتند با همایون به خرید بروند ، از من خواهش کردند که اگر امکان دارد ،  یکی دو روزی این کار را بکنم. من هم پذیرفتم .

  روز بعد من با همایون به یک مغازه لباس فروشی رفتیم . خانم جوان فرشنده طبق عادت  با لبخندی از ما اسقبال کرد. و چون من این خانم را از زمان نوجوانی اش  می شناختم ، و با پدر و مادرش هم آشنا بودم . برای ما قهوه درست کرد و من حال پدرو مادر همسرش را پرسیدم. او هم با روی باز و لبخندی جواب مرا می داد. در ضمن به خاطر آشنایی با من در خریدی که  کردیم تخفیف هم داد.

وقتی از مغازه لباس فروشی خارج شدیم ، اولین حرف همایون این بود: دیدی زنه می خندید ، راه می دادا!
*** بلقيس سليماني


ادامه مطلب
  نوشته شده در  Sat 27 Oct 2007ساعت 7:8 بعد از ظهر  توسط ابوالفضل اردوخانی  |  | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رایانامه ای[ایمیل] از تهران

منت خدای را عزو وجل که یک آمریکایی ( استعمارگر و خاک بر سر) اینترنت را اختراع کرد ، تا بدین وسیله تمام مردم دنیا بتوانند هر چه دلشان می خوهد بنویسند و به راحتی برای هم بفرستند.

بیشتر خوانندگان مطالب من جوانان  هموطنم از ایران  هستند، که به من نهایت مهر را می ورزند. برای اغلب ایشان سبب شگفتی است که من با این سن آغاز به نوشتن کرده ام .

 

چندی از ایشان با رایانامه[ایمیل] برای من  درد دل خود را می نویسند. از جمله خانم جوانی به نام "ف "به من نوشت:  نخست باید بگویم، با رفتن تعداد زیادی از دختران به دانشگاه ، و بهتر درس خواندن آنها ، نفراتی که به دانشگاه وارد می شوند ، وهمچنین نفراتی که دانشگاه را تمام می کنند خیلی بیشتر از پسرها است. این دخترها با داشتن مدارک تحصیلی بالا دیگر حاضر نیستند با پسری که مدرک تحصیلی دانشگاهی ندارد، و یا مدرکی کمتر از خود آنان دارد ازدواج کنند.

 
ادامه مطلب
  نوشته شده در  Sat 27 Oct 2007ساعت 4:6 بعد از ظهر  توسط ابوالفضل اردوخانی  |  | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
آيت الله جنتي گفت: پوتين كه شناخت كافي‌از ايران‌نداشت در اين ديدار از نزديك دريافت كه مقام معظم رهبري و جانشين امام يعني چه.

وي در بخشي ديگر از سخنان خود طرح آمريكا براي تجزيه فلسطين را خنده دار و احمقانه دانست و گفت: براساس ميثاق‌هاي بين‌المللي هيچ كشوري نبايد در امور كشور ديگري دخالت كند.

امام جمعه موقت تهران خطاب به دولت آمريكا گفت:اين طرح نيز مانند طرح تجزيه عراق است ، اين چه فضولي‌هايي است كه شما دركار مردم دنيا مي‌كنيد ؟ آيا مردم دنيا اين موضوع را قبول مي‌كنند،مغز شمايك مقداري آسيب ديده است.

خطيب اين هفته نماز جمعه تهران تاكيد كرد كه آمريكايي‌ها از كنفرانس پاييزي موسوم به كنفرانس صلح خاورميانه دست خالي برخواهند گشت. آيت‌الله جنتي ادامه داد: طرح صلح‌خاورميانه هنگامي به‌نتيجه خواهد رسيد كه مردم فلسطين اين پيشنهادات را قبول كند، پذيرش طرح صلح خاورميانه تنها از سوي اسراييل كه صلح نيست، تنها فريب‌دادن مردم است.

  نوشته شده در  Fri 26 Oct 2007ساعت 9:8 بعد از ظهر  توسط ابوالفضل اردوخانی  |  | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

داروهایی که در دکان هیچ عطاری پیدا نمی شود

در بلژیک( مانند اغلب کشورها) پزشکانی متخصص در درمان گیاهی هستند ، که پس از معاینه بیمار  نسخه گیاهی می دهند. وقتی این نسخه را به داروخانه هایی که داروی گیاهی هم دارند می برید، داروساز بنا بر مقداری که پزشک نوشته یکی از این گیاهان ، یا چند نوع گیاه را با هم مخلوط می کند و به شما می دهد، با وجود اینکه پزشک معالج شما  مقدار مصرف روزانه را به شما گفته ، او هم روی قوطی ، یا شیشه دارو می نویسد. البته این داروها از طرف بیمه های اجتماعی پرداخت نمی شود. و من درباره خوبی و بدی آنها اظهار نظر نمی کنم. موضوعی که می خواهم یاد آوری کنم :این داروهای گیاهی در قوطی های مخصوص کنار هم مانند عطاری های قدیم در قفسه  داروخانه کنار هم چیده شده . این را داشته باشید تا بروم سر موضوع اصلی!

 

چند روز پیش طنزی نوشتم به نام "آرامش قبل طوفان" که در آن اشاره به جدا شدن آقای سارکوزی رئیس جمهور فرانسه از همسرش کردم  و عواقب خطرناک آن برای تمام کشورها شرح دادم.

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  Thu 25 Oct 2007ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط ابوالفضل اردوخانی  |  | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 چرا در چند هفته گذشته در شورا امنیت و سازمان ملل بحث بر سر مسئله اتمی ایران نبود؟ چرا در این مدت آقای جرج بوش  سخنی در این مورد نگفت؟ چرا وسائل ارتباط عمومی جهان در این باره سکوت کرده بودند ؟حتی در مورد کشت و کشتار در عراق حرفی زده نمی شد؟ و مسئله افغانستان به فراموشی سپرده شده بود. مگر هر روز هزاران نفر در سودان و چاد و ...،از گرسنگی نمی مردند؟ چرا به بهانه حقوق بشر ( نان جو)آمریکا ایران را تهدید نمی کرد؟ این چه مسئله ای بود که حکومت ایران نمی خواست  کمترین اطلاعی ملت  در باره اش داشته باشد؟ چرا نشریات ایران به ویژه کیهان چاپ تهران به دستور شخص آقای احمدی نژاد در باره آن یک کلام هم ننوشت؟ دیدار سران کشورهای صنعتی با آقای پوتین پیش از مسافرتش به ایران چرا صورت گرفت ، و در چه موردی صحبت کردند؟ چه پیامی آقای پوتین برای آقای احمدی نژاد از جانب دولت های اروپایی  داشت؟ اگر خیال می کنید مسئله اتمی ایران، یا تقسیم دریای مازندران[بحر خزر]، خرید نفت ، باز سازی نیروگاه اتمی بوشهر و یا فروش موتور هواپیما به ایران بوده،سخت در اشتباه هستید. این آرامشی  قبل از طوفان بود! این طوفان چیست که یکباره برخاسته است؟!


ادامه مطلب
  نوشته شده در  Tue 23 Oct 2007ساعت 5:47 بعد از ظهر  توسط ابوالفضل اردوخانی  |  | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
  POWERED BY BLOGFA.COM  
کلیه حقوق برای نویسنده محفوظ است