
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ● |
بیچاره احمدی نژاد!
از ابتدای تشکیل جمهوری اسلامی هر سال هزارن نفر در خیابان های شهر های مختلف ایران به دستور حاکمیت دست به تظاهرات زدند و فریاد مرگ بر آمریکا و اسرائیل سر دادند ، و پرچم شان را به آتش کشیدند.
فریاد مرگ بر کشوری توهین به ملت آن کشور و پرچم هر کشوری مظهر ملت آن کشور است. آتش زدن آن باز هم توهینی دیگر به آن ملت است. پاسخ آن مرگ بر آمریکا و آتش زدن پرچم آنها سبب شد تا اکنون روزنامه کلموبس دیسیج چاپ شهر کلمبوس دراوهایو، امریکا کاریکاتوری بکشد و ایران را به فاضلابی تشبیه کند که سوسکها تروریست ( یعنی ملت ایران ) از آن بیرون میایند.
پیشنهاد به روزنامه نگاران ایرانی
یکی از دلیل های مخالفت ایرانیان خارج از کشور با حکومت جمهوری اسلامی( از جمله من) ، درک نکردن نوشتار نشریه های داخل ایران است. و شاید ایرانیان درون کشور هم همین مشکل را داشته باشند!
بارها در این نشریه ها خواندم : دول غربی از آمریکا حمایت می کند. دول عرب بر سر مسئله فلسطین با هم اختلاف دارند . گردهمآئی دول آسیایی در پکن .دول عربی عدم حمایت خود را از تروریسم به دول غربی و شرقی اعلام کردند...
برای من مشکل است که بتوانم درک کنم که واژه "دول" مقصود جمع دولت است ، یا الت جنسی پسر. چنانجه هدف نویسنده جمع دولت است چه بهتر که " دولت ها " بنویسد و اگر آلت جنسی پسر است ، دودول!
باید در نظر گرفت ، برای ما که گاهی نوشته های نشریات ایران را برای دول غربی ترجمه می کنیم ، بد درک کردن سبب غلط ترجمه کردن می گردد. امیدوارم که نویسندگان ایرانی به این موضوع بیشتر توجه کنند!!!
مسافرت احمدی نژاد و اختلافات خانوادگی
رفتن احمدی نژاد به نیویورک و سخنرانی اش در سازمان ملل، پرسش و پاسخ در دانشگاه کلمبیا نیویورک سبب اختلافات خانوادگی بسیاری در ایران و خارج از کشور گردید. بنا به گزارش سازرمان تامین اجتماعی ، این مسافرت سبب مناقشه های بسیاری بین افراد خانواده های ایرانی شد. همین منبع اظهار نظر می کنند که در چند روز آینده تعداد درخوست جدائی بین همسران به دلیل این درگیری ها نسبت روزهای گذشته بسیار بالا خواهد رفت.
دیروز به دیدار حاج مصطفی که تازه از بیمارستان آمده بود رفتم . بواسیر ایشان که با موفقیت عمل شده بود، در حالی که زیر باسن اش تیوپی طبی قرار داشت ، با آه و ناله برخاست و پس از سلام و احوال پرسی سر جایش نشست. همسر ایشان معصومعه خانم با سینی چای آمد. بعد از تعارفات معمولی حرف به مسافرت احمدی نژآد کشید.
خبر؛ پناهنده شدن تعدای خر ایرانی به بلژیک
تعدای خر که از ایران فرار کرده بودند ، از راه ترکیه با هزار زخمت و دادن سواری زیاد به قاچاقچیان بالاخره به بلژیک رسیدند و تقاضای پناهندگی ارائه دادند. اداره مهاجرت بلژیک به علت آشنا نبودن با زبان آنها، از من برای ترجمه گفت و گوها دعوت کرد.
مرا برای دیدن این هموطنان همرا با کمیسری[از کمیساریای سازمان ملل] به طویله ای بردند.
خرها با دیدن من اشک شوق در چمشان شان جمع شد ، همه با هم آغاز به عرعر کردند.
کمیسر از من خواست تا به آنها بگویم ، یک به یک دلیل فرار خود از ایران را بگویند.
من خواست کمیسر را ترجمه کردم ، و از آنها خوستم تا به صف شوند ، و شرح حال خود را بگویند.
بعد از چند دقیقه بر عکس ایرانیان دو پا بدون شلوغی و جارو جنجال با احترام به یکدیگر پشت سرهم، قرار گرفتند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|