
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ● |
فلان
قابل توجه علاقه مندان به فلان فارسی. دو واژه در فلان فارسی داریم که جای همه فلان ها را می گیرد. یکی فلان است ، و دیگری چیز. اکنون ما از فلان دوم به خاطر راحتی فلان مان استفاده نمی کنیم.
فلان کس ، فلان فلانی را خورد ، و نزدیک بود با فلان بیافتند به جون هم ، خوشبختانه فلانی پا در میانی کرد ، و کار به فلان جا نکشید، و گرنه می بردنشان فلان جا ، فلان کار را با آنها می کردند.
فلانی ، خیلی فلانش کلفته، فلانش از پارو بالا می ره. آما از فلانش در میاره می گذارد فلان جایش.
فلانی ،از خسیسی فلان نمی کنه ، مبادا فلان شه.
فلانی هیج فلانی نداره ، اما فلانش زیاده و همه اش فلانی میاد.
گربه دستش به فلان نمی رسه میگه فلان میده.
فلان ما از مو هم باریکتره.
به اینان دل خوش مدارید! پیام من به خوانندگانم
در این دوسه ماهی که آغاز به نوشتن کردم ، دیدم در صد بالائی از خوانندگان من شما جوانان به ویژه از ایران هستید. بدین جهت ، و به دلایل بالا می خواهم همانگونه که هستم ، یا خیال می کنم که هستم ، خودم را به شما بشناسانم.
پس از خواندن خبر بالا در نشریه انتخاب، پاسخ زیر را به آن نشریه دادم
هرکه تنها به قاضی رود، خوشحال بر می گردد. اگر فراموش نکرده باشیم چند سال پیش قهوه داغ روی پای یک نفر در یکی از رستوران های معروف آمریکا ریخت. شخص مزبور شکایت کرد که قهوه خیلی داغ بوده، بدین جهت پای من سوخته، چند ملیون دلار هم خسارت گرفت، به اسم چیز های نشنیده. مگر قهوه باید سردباشد؟ در آمریکا هر کس که بتواند به هرنحوی با شکایت از کسی پولی بگیرد، اقدام به این عمل می کند شاید هم قهوه خانم عبادی زیاد داغ بوده. چون آقای ثالث جواب درستی به پرسش ها نداده اند، پس داوری در این مورد بسیار مشکل است!
ابوالفضل اردوخانی-بروکسل
چون لباس شما
خواب دیدم که لختم، لختِ لخت
نه شرمی ، سر افراز
در میان شما
فریاد بر آوردید،شرم ، شرم
شرم بر تو ، تو لختی ،
بی حیا
سنگ بارانم کردید
سنگها فانوس گشتند
درون مرا دیدید
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|