
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ● |
کهنه، کهنه
در این اطاق تنهایم
با خاطرات نوی دیروز، امروز کهنه
این دیوار، زمانی نو،کهنه
این پرده ، زمانی نو
دستهای ظریف زیبا رویی ، بر آن دوخته حلقه، کهنه
دیروز آمد عتیقه فروش، خرید یک قالیچه
نوی دیروز، کهنه
به تمسخر گفتم اش : خریداری این عکس من و او
خندید، زمانی نو، کهنه
سومین نامه از دوست دیوانه ام . با تمام وجود
دوست عزیزم درود بر تو: دیروز سنگ فرش های خیابان مرا دوش به دوش به خانه آوردند. از آنچه درو دیوار و درختان و... به من گفتند می گذرم . روبروی خانه ام دیدم: دختر همسایه در باغچه خانه اشان با بچه گربه ای بازی می کند. بچه گربه او را چنگ می زند. دخترک همچنان با او بازی می کند، نوازش اش می کند. بچه گربه باز هم چنگ میزند، دخترک گناهش بخشیده او را عاشقانه در آغوش می گیرد و می بوسد و به صورت می چسباند.آیا من به اندازه بچه گربه ای نیستم که گناهم بخشوده شود؟ ایا من به اندازه دخترکی هم نیستم تا گناه دیگران را ببخشیم؟ بیا تا گناه یکدیگر را ببخشیم و عاشقی از سر گیریم.
دوست عزیز : روزی که با ما بودی چه سخنها که نگفتیم در سکوت، با نگاه ، با اشاره ، با لبخند . بد نگفتیم ز کس. نفرت و دشمنی همه از سخن می آید. وقتی تو رفتی بی نهایت غمگین شدم. در نگاهش غم خالی بودن جای تو را دیدم. راستی از زمانیکه سخن نمی گویم، بهتر می شنوم، آوای دلم را ، ندای دل دیکران را. نابینایان بهتر می بیندد . چشم بصیرت دارند . خاموشان گوش بصیرت.دوستم: بیا، باز هم بیا، مشتاق دیدارت هستم در سکوت. بگو بیایم ، با دل و جان میایم ، با دامنی از اشتیاق با تمام وجود. 20 اوت 2004
دعا
آدم برای همه به ویژه بستگان و آشنایان و اطرافیان همیشه بهترین چیز را آرزو می کند. همچنین برای کسی که خدمتی به او بکند . درست همان چیزی که آرزویش را دارد.قدیم دعا می کردند : الهی پیر شوی . الهی خدا به تو عمر دراز بدهد. الهی ابرویت جلوی دوست ودشمن نرود. الهی سلامت باشید. الهی موفق باشید، الهی خدا پدرو مادر شما را بیامرزد، بچه هایت را به تو ببخشد و...دعا بستگی به موقعیت زمان هم دارد. امروز باید گفت: الهی باک ماشین ات پر بنزین باشد، الهی برق ات قطع نشود. الهی بتوانی خرج خانواده ات را بدهی ، الهی دخترت به جرم بد حجابی گرفتار نشود، پسرات به جرم اراذلی کتک نخورد، الهی وقتی از خانه بیرون می روی دوباره برگردی، الهی در صف های گوناگون از پا نیافتی. الهی گرفتار قاچاقچی برای فرار از این مملکت نشوی و پاسپورت بگیری و یک کشور خراب شده به تو ویزا بدهد ، و بتوانی در آنجا بدون ترس زندگی پیدا کنی .الهی بیمارت جلوی در بیمارستان نمیرد. الهی فرزندت دچار مواد مخره نشود. الهی خدا آنقدر به تو ثروت بدهد که بتوانی روزی یک بار با خانواده ات غذای سیربخوری. الهی برای یک گاعذ پاره از تو باج نخواهند. الهی آسانسور خانه ات خراب نشود تا تو در آن بمانی. الهی ...
پیری
از پیر و خرفت شدن نترسید، وقتی شدید خود تان هم نمی دانید.
نشانه های پیری: درد کمر و پا و... ضعیفی چشم، وریختن موی سر و در آمدن بیش از اندازه موی بینی و گوش و سایر نقاط بدن.
فراموشی،و تکرارهر حرف به خوصوص طتزهای بی مزه،وخاطرات جوانی ، ازجمله شاهکارهای خودتان صدها بار.
چاخان های دیگران را به نام خود کردن، و باور آن.
از همه بد تر پند اندرز دادن به جوانان و خود را عقل کل دانستن.
تمام این نشانه ها را در خود می بینم
مبارزه با گرسنگی در جهان، به ویژه آفریقا
یکی از مسائل مهم سران و اندیشمندان بشر دوست کشورهای صنعتی مبارزه با گرسنگی در کشورهای فقیر است.
چون من هم یکی از این اندیشمندان هستم، از اینکه می بینم هر سال ملیون ها بشر از گزسنگی می میرند خواب ندارم. (بین خودمان باشد علت بی خوابی من از پر خوری در شب است)
بعد از سالها اندیشه و پر خوری و شب نخوابیدن به این نتیجه رسیدم که فرستادن مواد غذایی مانند گندم ، ذرت ، برنج و روغن، کوفت و زهر مار، هیچ گونه کمکی به مردم این کشورها نمی کند.
الف ــ اینکه کشورهای فقیر آسیاب برای آردکردن این مواد ،و آتش برای پختن آن ندارند،.
ب ــ قسمت زیادی از این مواد در بندرها ی دور دست می ماند و می پوسد و خوراک موشها و چرندگان و پرندگان می شود ، مقدار کمی از آن هم که با هواپیما بر سر این مردم بیچاره می ریزند کیسه ها بر سر مردم میافتند ، این بیچاره ها زیر آن له می شوند، و اگر هم به به زمین بیافتند با خاک مخلوط می گردد و آن هم دیگر قابل خوردن نیست
صدای ما
آسمان دگر آبی نیست
دود زده، خراش برداشته
از آسمان خراشها
در آسمان خراشها !
از میان این دیوارهای آهنی و سیمانی
کجا صدای ما به گوش همسایه میرسد
که به خدا برسد
پرده حریر آبی آسمان ، دود انزجار زده
یک دلیل تاریخی!
من تماشاگر کنفرانس بروکسل در باره مسایل اتمی ایران در پارلمان اروپایی بودم . نخستین سوالی که از خودم کردم این بود که ، زمانیکه در غرب وشرق صنایع اتمی مانند کارخانه کوکا کولا پشت سر هم می ساختند ، مگر ما دخالت می کردیم که اینها می کنند. به زبانی بهتر چرا اینها فضولی می کنند .جوابش را آقای علی اصغر سلطانیه و همکارانشان به زبان سیاسی داند. اروپا به دلایل اقتصادی همیشه با آهنگ آمریکا می رقصیده ، و گاهی هم برای اینکه بگوید ما هم قدرتی هستیم ، با قهر نه گفته و با عشوه آری. دوم اینکه اگر ممه برای ما اّخ است چرا برای ده ها کشور دیگرخوب است. اتم خوبه برای همسایه های ما، ولی برای ما ضرر دارد. چرا سازمان ملل این ممه های زهرآلود را از آنها نمی گیرد.
دلیل این هم خیلی روشن است. سازمان ملل که همان سازمان خلل ، یعنی خول ها ی دیوانه باشد بیشترین هزینه اش را دیوانه ای می دهد ،حرف اول آخر را هم اومی زند. هر کس که به حرف اش گوش کرد خوب است ، و گرنه طبق ماده و نرهای کوناگون از طرف این سازمان تحریم یا با خاک یکسان می گردد.
با همه این دلایل حقیقت امر را بگویم: میان مخافین موفقین نیروی اتمی در ایران ، که هر کدام دلایل خود
باور کنید!
امروز 6 ژوئیه 2007. دیشب خواب دیدم : در محلی مانند کافه یک ایستگاه قدیمی قطار هستم . سالنی بزرگ با کف موزاییک چهار گوش به رنگ کرم رنگ و رو رفته ، بعضی ترک خورده لک برداشته. سقف بلندِ کمی تو رفته با تصویری از یکی از مقدسین ، با دوازده تا فرشته به دورش به رنگهای گوناگون . دیوار کرمِ رنگ باخته ، پیشخوانی چوبی کهنه به رنگ قهوه ایی ، باچند شیر آبجو، شیشه های گوناگون مشروب با تعداد زیادی لیولن خالی در قفسه ای پشت پیشخوان. پنجرهایی به فاصله بیش از یک متر از کف زمین به بلندی سه متر کم و بیش ، بالایشان قوصی، با تصاویری به رنگهای گوناگون از فرشتگان و مقدسین مسیحی ، اسلام ، بودایی، با نوشته هایی به لاتین و فارسی و عربی. به فاصله های دو متر از هم . میانشان آینه های کدر شده لک برداشته ، تقریبا به بلندی پنجرها ، و میز و صندلی فکسنی ، چسبیده به دیوار نمیمکت چوبی . ساعت دیواری به قطر سی سانتیمتر بالای پیشخوان که معلوم نبود چه زمانی به خواب رفته. آکهی های تبلیغاتی پیش از جنک دوم . یکی که توجه مرا جلب کرد آکهی کارخانه Chicoree ( این اگهی را دارم)
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|