تبليغاتX
«شــــوخـــــی و جـــــــدی»
 
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ●
 

فرهنگ بی فرهنگها
تاریخ انتشار: اردیبهشت ۱۳۷۱
گوشه ای از کتاب: می ترسیدم روزی رسد تا جامعه مان به آن حد تغییر کند که فرهنگ ما بی فرهنگها همچون لجنزاری زیر امواج خروشان فرهنگ باستانی مان مدفون شود.

نگران بودم از روزی که به جای فحش رکیک شعری از خیام یا مثالی از سعدی گویند.

و جملات رکیک تبدیل به حکایت ادبی شود. برایم غمنگیز بود تصور روزی که کسی پیدا نشود در سرزمین پهناور ایران تا ذکر خیرش پس و پیش و گوز و چس شیشکی و آروغ باشد.

خوشبختانه این وحشت و ترس و نگرانی برای حفظ سنتهای ملی با به ثمر رسیدن انقلاب برطرف شد...
همین کتاب ص۷
نکته: این کتاب مملو از ایرادات املائی و دستوری است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  Fri 20 Apr 2007ساعت 6:7 بعد از ظهر  توسط ابوالفضل اردوخانی  |  | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
درود؛نوشتار شماره یک.
هم وطنان عزیز : نچسین نگوزین حسنی خیار کاشته .  خر و بیار و باقالی بار کن .بله من  هم با اصرار عمه بزرگوارم صاحب کامپویترو اینترنت و ایمیل شدم . آخه چند سالی میشه که هرکی از عمه اش قهر می کنه افکار و دانش اش رو به عالم صادر می کنه .

همه در تمام موضوعات صاحب نظر شدن . با وجودیکه من هم مثل بقیه مردم از عمه ام قهر کرده بودم ، ولی اون مرتب به من نامه مینوشت: خاک بر سرت از ننه قمر گرفته تا قوچعلی همه انترنت و ایمیل دارن ، تو که خیر سرت نویسنده ای نداری ، درسته که با تو قهرم ، ولی این دلیل نمیشه که تو که برادر زاده منی و پایتخت اروپا هم نشستی  این چیزا رو نداشته باشی .

ادامه مطلب
  نوشته شده در  Fri 20 Apr 2007ساعت 2:56 بعد از ظهر  توسط ابوالفضل اردوخانی  |  | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
  POWERED BY BLOGFA.COM  
کلیه حقوق برای نویسنده محفوظ است